تبليغاتX
با دست های خودم
روزمرگی های یک جامانده

 

 

به زودی با شعر خواهم آمد

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 13:53  توسط بهاره عامل نوغانی | 

1-
.درود به تمام دوستانی که همیشه وجودشان برایم دلگرمی بوده و نوشتن هایم برای آنهاست که هنوز ادامه دارد
پوزش بخاطر تمام نبودن هایم ؛ نبودن هایم ... و دیر بروز شدن هایم ، سپاس از دعوت تمام دوستانی که از خوانش نوشته هایشان بی بهره ماندم ... امید به اینکه نبودن ها را زمانی برای جبران باشد

2-
.پلنگ ها به درون معبد رخنه می کنند و محتوای کوزه ی [آیین] قربانی را یکسر می نوشند؛ ماجرا بارها تکرار می شود؛ سرانجام این همه را پیشاپیش به حساب می آورند و ماجرا به بخشی از مراسم تبدیل می شود
(فرانتس کافکا - تمثیل ها )
این روزها چقدر این چند سطر ذهنم را پر می کند ، چقدر تطبیقش می دهم با تصاویری که در دنیای محدود شده ی دور و برم می بینم... چقدر دوست داریم از همه چیز همان نتیجه ای را بگیریم که دلمان می خواهد
 !!!چقدر دوست داریم همه چیز آنگونه باشد که ما دوست داریم

3-
 هیچ چیز از این چهره نمی فهمم. مال دیگران معنایی دارد. مال من نه! حتی نمی توانم حکم کنم که زیباست یا زشت. به گمانم زیباست؛ چون دیگران به ام گفته اند. اما این در من اثری ندارد. براستی یکه می خورم از این که کسی بتواند کیفیتی به آن نسبت دهد، انگار یک مشت خاک یا یک پاره سنگ را زشت یا زیبا
 !مگر نه اینکه این قوانین و حدود را ما آدمها گذاشته ایم؟
مگر نه اینکه هر روز سلیقه مان عوض می شود؛ چیزی که امروز زیباست فردا زشت و دِمده می شود و زشت ترین های امروز شاید روزی تاج زیبایی بر سر نهند...
برداشتی نیمه آزاد از چند سطر از کتاب تهوع – ژان پل سارتر

4-
 کِی بود ما ز ما جدا مانده          من و تو رفته و خدا مانده
    (پس زبانی که راز مطلق گفت     راست جنبید چون اناالحق گفت (
سنایی- حدیقه الحقیقه

5-
رویاهایم را کنار هم می چینم
از درشت ترینشان تا ریزترینشان را
از کودکانه ترین تا عاقلانه ترینشان را
چقدر زیادند
چقدر خیلی هاشان خنده آورند
!وقتی کابوس روز و شبم این ست که مبادا از دست بروند

 و من بدون رویاهایم چه خواهم بود چه رسمیتی خواهم داشت؟
چقدر خیلی هاشان را بعضی وقت ها اصلا دوست ندارم
وقتی مجبورم برایشان دروغ بگویم
گاهی مجبورم کتمانشان کنم
و هرچه بیشتر نزدیک می شوم به آن ها بیشتر مجبورم خفه شوم
!وقتی یکی را محکوم می کنند به داشتنش چقدر دوست دارم بلند بلند فریاد بزنم

آهاااااای این رویای او تنها نیست من هم از آنها دارم و رویای هزاران هزار آدم مثل من گاهی ترسو ، گاهی بخاطر خودمان ترسو و گاهی بخاطر عزیزانمان ترسو.... نیز هست
چقدر بعضی هاشان بوی تازگی می دهند
!بوی کاغذ رنگی می دهند
...بوی کتاب و دفترهای دوران دبستانم را به یادم می آورند و بوی پدرم را ، بوی مادرم را ، بوی آرزوی بزرگ شدنم را
 حسی نامطمئن را در من زنده می کنند و چقدر این حس را دوست ندارم... می دانی وقتی کسی را ، چیزی را ، مقامی را داری اما نداری ... داری اما شاید نداشته باشی ... داری اما نمی دانی تا کی خواهی داشت؟! و تمام تنت تمام روانت پر می شود از دلهره ای که گاهی دلت می خواهد پشت پا بزنی به هرچه این حس را در تو زنده می کند و بگویی : نه رویا بودنت را خواستم نه خودت را
اما از تمام این چقدرها که بگذریم
چقدر همه شان شبیه من اند
اصلا خود من اند
چقدر بدون هیچکدامشان نمی توانم راه بروم، بخندم ؛عاشق باشم ،

 نه اصلا کسی را دوست داشته باشم یا از کسی متنفر باشم
فکر کن تمامشان را دور بریزم
نه ؛ اصلا فکرش راهم نکن
اصلا می خواهم نامم را عوض کنم
بگذارم رویا
مرا از این به بعد با این نام صدا کن
!رویا
 !نه اینکه رویایتان باشم؛ نه
آهای
!حتی رویای تو هم؛ نه
می خواهم تمام رویاهایم را بزرگ کنم
زنده باشند
زنده باشم
من رویا باشم

رویا من باشد

نامش را شعر نمی گذارم  اما هرچه بود از من بود

 6-

و اما شعر نه به کوتاهی غزل و نه به بلندای مثنوی

فقط چند بیتی شعر

 

 

من فکر می کنم که تو را دیده بودم و

گل خنده های ناب تو را چیده بودم و

احساس می کنم که تو را باد می کشید

که دختری میان تنم داد می کشید

گم می شدی تمام مرا شعر می شدی

دلبستگی خام مرا شعر می شدی

گم می شدم و جاده به جایی نمی رسید

این خسته پیاده به جایی نمی رسید

در چشم من نگاه کسی جان نمی گرفت

!در ازدحام دود که باران نمی گرفت

 

!این روزها که معجزه نازل نمی شود

!و.... همّ و غمّ ِّ هیچکسی دل نمی شود

 

تو دور می شدی و زمین تنگ می شد و

جایی میان من و خدا جنگ می شد و

حالی برای نقشه و دلواپسی نبود

مثل همیشه جنگ به نفع کسی نبود

با صلح آمدم گل من! پس بگیرمت

!از بین ذکرهای مقدس بگیرمت

دیگر تمام خواسته ها را رها کنم

سجاده ای برای خودم دست و پا کنم

با جبر سرنوشت خداحافظی کنم

!با دوزخ و بهشت خداحافظی کنم

به دست های خالی ام ایمان بیاورم

به عشق احتمالی ام ایمان بیاورم

 

 

نزدیک می شوی یخ من آب می شود

آغوش من برای تو بیتاب می شود

هستی تمام زندگی ام جور دیگر است

!دنیا ی من عوض شده ، از قبل بهتر است

می بخشمت به گرمی آغوش خسته ام

به بال های قبل پریدن شکسته ام

پس سبز شو برای تنم مرهمی بساز

!با زخم های کهنه ی جانم کمی بساز

در بیت های هر غزل تازه زنده باش

پایان قصه هام همیشه برنده باش

خورشید شو به سردی این روزها بخند

با من به صد بهار پر از لاله دل ببند

 

!نه لاله های پرپر... نه لاله های سرخ 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 دی1389ساعت 18:9  توسط بهاره عامل نوغانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این من نیستم
مرا در لا بلای موهای دخترکی جستجو کنید
که با آفتاب
بیشتر آشناست!!!

(البته اضافه می کنم بعید نیست کم کم این را هم از من بخواهند !)

بهاره عامل نوغانی
متولد خرداد 1367
نمی دونم این خرداد چی داره که تووووووش این همه حادثه هست
فکر کنم چون من متولد خردادم!!!!
وجودم با جنب و جوش عجینه
من هستم
تو هم باش !


و اما شعر تنها جایی که خودم هستم
توی شعر نمی شه نقش بازی کرد!!
خیلی هام اینکار رو می کنن
قدیم ندیما بهشون می گفتن شاعر درباری الان می گن...
البته شکی نیست که خیلی ماهر و حرفه ای اند
من هنوز اونقدر زمینگیر نشدم
از دستش نمی دم ...



و چند سال عقب تر اواسط خرداد

که اتفاق شدید نبایدم افتاد

و بعد هم که شروع تمام کردن من

و تنگ بودن من بین این مسیر گشاد

چقدر سخت گرفتم چقدر کم بودم

خدا چقدر به دستم بهانه کم می داد!




این جا برای حرفای تو هیچ دیواری نیست با من بگو


منتظر نگاه های گرمت هستم

yahoo ID :bahar_adore_X

نوشته های پیشین
اسفند 1389
دی 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
آرشیو موضوعی
غزل فرافرم
ترانه
غزل معاصر
سپید
شعر نیمایی
داستانواره
مثنوی
شعر میهمان
پیوندها
سایت جامع ادبی ایران
اشعاری به زبان آریایی
اشعار شاعران جوان(شعر نو)
اشعار من در سایت جامع ادبی ایران(بیت)
اشعار من در آریا قلم
هنر خوشنویسی استاد علی واشقانی 1
هنر خوشنویسی استاد علی واشقانی 2
دوماهنانه ادبی عروض
پرواز همای(مستان)
وب سایت ادبی آوای خیال
شاعران پارسی گو
انجمن ادبی شفیقی
فریدون مشیری
سهراب سپهری
قیصر امین پور
محمدعلی بهمنی
احمد شاملو
دیوان اشعار
کتابخانه الکترونیکی قفسه
یزدان سلحشور
حامد ابراهیم پور
فاطمه كريمي-گل نازم-
نوید شریف زاده
امین شفیعی
شیما احمدی
مینا فتوحی
فاطمه اختصاری
سید مهدی موسوی
فردین
آناهیتا اوستایی
بی تا علی پور
شهرآشوب
آیینه (حمیده عزیزم)
احسان مرداسی
محمد شعبانی
ابراهیم صفری(ققنوس)
باران شهسواری
غزال مردای
داود زهیری
طیبه تیموری
سید مهدی نژاد هاشمی(م.شوریده)
حسین اسفندیار
یک سینه غزل
کریم لقمانی سروستانی
سمیه حسینی
نسیم جعفری
فرشته ی عدالت
صدیقه حسینی
محسن جعفری
مونا سادات ذاکر
تبسم نسیم(مریم عزیز)
محمدحسین ملکیان(فراز)
محمدرضا حیدری تفرشی
علی حیدری
سیما نوذری
دلگویه های یک کلاغ
ایوب آقاعلیخانی
فریاد
خوابزدگی
کوچه(پیمان طالبی)
مهدی قربانیان(پیامبر جهنمی)
سایه های سنگین خیال
شرقی(نوشته های بیاد ماندنی)
شعر و فقط شعر
پویا مجتهدی
شعر پاپ
دوسوی هنر
اینجا آغاز نیست...
خانه ترانه
صدرا(شعر نو)
هادی جباران
دختر تنها
عاشق دریادل
مسافر
فاطمه قاسمپور
آناماریا مرادی
نيكي مرادي
اعظم خندان
عباس یوسفی
محمد یزدانی جندقی
ساناز فاتح
باران
اسکله
آتوسا ایرانی
شيما اسلامي فخر
جواد قانعی
حميد حمزه نژاد
پسر پارسي
بي تا اميري
محمد بیانی
غلامرضا احمدي
سالار عبدي
محسن سرداري
حمزه یاسمی
جواد مزنگی
چرکنویس
جواد آبادیان
ابوذر پاکروان
رضا خمیسی
اصغر عظیمی مهر
وبلاگ انجمن ادبی
سرود عشق
انجمن مجازی شاعران ایران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM